چه هوای توپیه.خوش بحال اونایی که میتونن برن بیرون!و خوش بحالتر من که تو خونه گرم ونرم با یه عروسک خوشششششگل و جیگر روزهام و شب میکنم.وقتی صدای گریه ش و می‌شنوم و اینکه الآن من باید برم و شیرش بدم تا آروم بشه اونقدر شیرینه که وصفش تو هیچ هوای برفی نمیگنجه!

5شنبه دومین ماهگرد عزیز دلمه و باید واکسن دو ماهگی رو هم تزریق کنیم،وااااااااااااای!

چند روزه با شنیدن صدای من گریه ش بلندتر میشه و لباش و یه جور نازی بهم میزنه که دلم آب میشه،گاهی میخوام از زور عاشقش فقط گریه کنم!